شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 | 1:22 قبل از ظهر نویسنده:
آنا
عیسی به دنیا آمد تا من دوباره متولد شوم. او فقیر شد تا من مالک ثروتی عظیم گردم. او بی جا و مکان شد تا من صاحب بنائی پر شکوه گردم. او برهنه شد تا من همیشه بر تن خود لباسی داشته و پوشیده باشم او تنها و تکذیب شده، رها گشت، تا من همیشه دوستانی داشته باشم. او اسیر شد تا من آزادیِ کامل یابم. او غمگین شد، باشد که من سرشار از شادی گردم. او حقیرو فروتن شد تا من بلند کرده شوم. او خادم شد تا من بتوانم برای همیشه فرزند باشم. او گرسنگی کشید تا من همیشه غذایی برای خوردن داشته باشم. او گناه شد تا من امروز عدالتِ او را با دیگران قسمت کنم. او مرد تا من هرگز طعم مرگ ابدی را تجربه نکنم. او پایین خواهد آمد تا من به بالا بروم. خداوند این همه را انجام داد تا امروز پُریِ فیض و عدالت و بخشش او در من نمایان باشد و شریکِ او در تمام برکاتِ سَماوی باشم
خیلی خیلی دوست دارم عیسی
